L00910030237

بشارت منجی - نادر طالب زاده

از همان زمان که آقای “رضوی” (معلم پرورشی کلاس اول) برایمان قصه آدم و حوا را می گفت قصه های پیامبران برایم شگفت انگیز بوده اند و الهام بخش. حالا وقتی تبدیل به فیلم می شوند بازهم همان حس و حال را منتقل می کنند و این بار دیگر مهم نیست که کارگردانش که باشد یا چه قدر هزینه صرفش شده باشد یا…

بشارت منجی با وجود سادگی و بی ادعایی اش، متفاوت تر از همه ی آثار تاریخی- مذهبی تلویزیون از کار در آمده است.  متفاوت از این نظر که نه قصه دارد و نه به روش های ناشیانه دراماتیزه شده است. بشارت منجی روایت خالص است و البته مخاطب خاص هم دارد.

چه قدر دیدن اولین قسمت بشارت منجی در این روز و احوال لذت بخش بود. چه قدر دوست دارم این بازی خورشید و دوربین را… چه قدر دوست دارم این جوانانی را که  در جستجوی حقیقت، فرسنگ ها سفر می کنند تا حرف های پیامبری نوظهور را بشنوند. چه قدر دوست دارم برناواها و سلمان ها را… و طالب زاده خود یکی از همین ها بوده است که در نوجوانی به امریکا می رود و در فقدان معنویت آن سالها به فکر دینی برای زندگی می افتد. مدتی مسیحیت مشغولش می کند و بعد بودیسم. در همین جستجوهاست که ناگهان اتفاق تازه ای می افتد، اتفاقی که چشم ها را به ایران خیره می کند و سرنوشت او را تغییر می دهد.  پیامبری تازه ظهور کرده بود…

پانوشت:
1)  همچنین بخوانید: از یانگوم تا یوزارسیف…

2) از درباره ی الی خوشم نیامد.  گلشیفته فرهانی هم با آن بازی اغراق آمیز همش رو اعصاب بود. نمی دانم چرا هیچ وقت نتوانستم ارزش های این طبقه ی متوسط را درک کنم.

n00077083-r-b-002

هنوز چند قسمتی از پخش سریال یوسف پیامبر نگذشته بود که انتقادها از آن شروع شد از دیالوگ محوری شعار زدگی و دکور و لباس بگیرید تا تکیه بیش از حد بر خواب و رویا و ناسازگاری با برخی آیات و روایات…اما با وجود همه ی این نقص ها و نقدها یوزارسیف خیلی زود جای خود را بین عامه مردم باز کرد و حالا به جرات می توان آنرا پر بیننده ترین سریال در حال پخش تلویزیون دانست . من اینجا قصد نقد ندارم فقط چیزهایی که به ذهنم می رسد را می گویم

این روزها بازار برداشت های سیاسی از یوزارسیف داغ داغ است …من فکر می کنم این مهم نیست که فیلمنامه یوسف پیامبر چند سال پیش نوشته شده است یا یانگوم را کیلومتر ها دورتر از ایران ساخته اند به نظر من آنچه حامد طالبی ،  ابوذر منتظرقائم ، یانگوم و یوزارسیف را به هم پیوند می زند تنها یک چیز است و آن نگاه عامیانه به خیر و شر است.
در چنین نگاهی انسان های خوب خود مصداق مطلق خیر اند.(و بنابراین انتقاد از آنان به منزله  انتقاد از خیر تصور می شود). قهرمانان  چنین قصه هایی همیشه حرف های خوب می زنند به مردم فقیر کمک می کنند همیشه در کارهایشان موفق اند و هر کجا که میروند همه آنها را دوست دارند.
آنچه در چنین نگاه هایی مورد غفلت قرار می گیرد اینست که حتی اهالی خیر نیز با وجود بر حق بودن خود درگیر تردیدها، وسوسه ها، خودخواهی ها و نقص هایند و اتفاقا نوع مواجهه با این تردیدها وسوسه ها و نقص هاست که خیر را از شر متمایز می کند و به آن معنایی متعالی می بخشد.

حال آیا باید ما نیز با اداهای روشنفکری چنین آثاری را تحقیر کنیم و آنها را سطحی و بی ارزش بدانیم؟
این درست است که گسترش چنین سریال هایی در طولانی مدت سطحی نگری نسبت به دین را در جامعه رواج می دهند و به دنبال آن مشکلات جدیدی به وجود می آورند. اما چنین آثاری در کنار آثار هنری مکمل های رسانه ای فوق العاده ای هستند و کارکرد بسیار مهمی دارند.
این سریال ها را می توان بتمن ها و اسپایدرمن های شرقی دانست که هرچند از نظر سینمایی ضعیف باشند ولی نقش غیر قابل انکاری در قهرمان سازی، ارزش گذاری و تثبیت ارزش های یک جامعه دارند.
یانگوم نماد ارزش های زن شرقی است. ارزش هایی مثل صبوری و نجابت ، همان ارزش هایی که با ظهور فمینیست به گند کشیده شدند. یانگوم هم مثل هر زن شرقی دیگر در خانه آشپزی می کند. پزشک و پرستار بیماران است و هم زمان در رابطه ای عاشقانه و پاک حضور دارد.
همچنان که زن شرقی هویت گمشده ی خود را “در جواهری در قصر” جستجو می کند. مرد شرقی نیز عدالت خواهی (که وجه اشتراک تمام ایدئولوژی های مشرق زمین است) پاک طینتی، توحید(با تساهل بسیار)، مهربانی و کمک به بیچارگان را در “یوسف پیامبر” می بیند…
حتی اگر این سریال را در انتقال این ارزش ها ناکام بدانیم باز حداقل پیام چنین آثاری در عصری که می رود تا خیر و شر را در هم حل کند آنست که هنوز خیری هست و شری هست…

پانوشت:
یکی از دستاویزهای منتقدان شخصیت خود فرج الله سلحشور است. من حرفی در مورد او ندارم اما همین که چنین پروژه ای را یک تنه و در سه نقش نویسنده، کارگردان و تهیه کننده به سرانجام رسانده است کاری بزرگ انجام داده . ضمن اینکه این سوال هم پیش می آید که مگر در این کشور قحط الرجال است که سه وظیفه مهم را در چنین پروژه ای به یک نفر بسپارند؟

در ستایش این شب ها

دسامبر 24th, 2008

Ali Dorostkar

شاید بتوان گفت که هیچکدام از سریالهای رمضان امسال نتوانستند مثل میوه ممنوعه یا صاحبدلان در سالهای پیش تبدیل به ستاره شوند و به اصطلاح گل کنند. در عوض ستاره رمضان امسال برنامه ای ترکیبی بود که در ساعات پایانی شب روی آنتن می رفت برنامه ای به نام این شب ها که دو هفته ایست که پخش سری جدید آن هم شروع شده است.

علی درستکار مجری عجیب، رک و دوست داشتنی برنامه است او برخلاف اکثرمجریان اتوکشیده و دکوری تلویزیون جسورانه سوالاتش را می پرسد و البته شنونده خوبی هم برای جواب هاست .

این شب ها اولین تجربه کوروش علیانی جلوی دوربین نیز به حساب می آید او در کنار ظاهر آرام و مهربانش، روحی منتقد و سرکش دارد و ترکیب این دو، حداقل  برای من بسیار جذاب و دوست داشتنی است.

این شب ها نه برای خالی نبودن عریضه ی طویله ی رسانه ملی از دین  و نه برای مخاطبان همیشه در صحنه و انقلابی! شبکه قرآن که برای قشری از مذهبی های ما ساخته شده که نگاه و انتظارشان از دین فراتر از آن چیزهایی است که در دور و برشان و به نام دین می بییند. در واقع این شب ها برای کسانی است که تا به حال در سیاست چند صدایی رسانه ملی جایی نداشته اند.

بسیاری از میهمانان این شب ها (چه در بخش گفتگو و چه بخش اصلی) برای اولین بار یا حداکثر دومین بار است که به تلویزیون آمده اند. موضوعات بکر و مهمی مثل آسیب شناسی زندگی دینی یا دین گریزی برای اولین بار است که در تلویزیون مطرح می شوند.

تیتراژ ابتدایی این شب ها تصویر جوانی است که در میان کار و زندگی روزمره به آسمان نگاه می کند  سپس دوربین با نگاه او بالا و بالاتر میرود، از شهر می گذرد و از زمین می گذرد ….(و به خدا می رسد.) نگاه این شبها به دین چنین چیزی است. دین این شب ها نه آن دین انتزاعی و تشریفاتی است که به بعضی از احکام فقهی خلاصه می شود بلکه دینی کاربردی است که واقعیت های جامعه را می پذیرد و “سبک زندگی دینی” را مبتنی بر فرهنگ متعالی اسلام  و مقتضیات دنیای جدید بازتعریف می کند.

و این  همان رسالت اصلی رسانه ی مسلمان است که به “رشد” و “تربیت” جامعه و پاسخگویی به معضلات فرهنگی آن بپردازد و جامعه را به سمت مکارم اخلاق سوق شود و اینجاست که آرمانشهر واقعی تحقق پیدا کرده است.

پانوشت:

از یکشنبه تا چهارشنبه حول و حوش ساعت یازده و نیم شب از شبکه اول تلویزیون
علی درستکار فارق التحصیل دانشگاه امام صادق است و بخشی از زندگی اش را در امریکا بوده است. او معمولا از صحبت کردن در این مورد پرهیز میکند.
آن تعریف از رسانه مسلمان را مقایسه کنید با رسانه های موجود ملقب به اصولگرا، مسلمان، انقلابی، فرهنگی، حزب الهی، و غیره …